رویایی که شعله‌ور می‌شود

سالها پیش، حدود سالهای 82 یا 83، دقیق بخاطرم نیست، به درخواست یک دوست، طراحی یک سازه به من محول شد. سازه با دو طبقه زیرزمین به عنوان پارکینگ، همکف با کاربری لابی و 6 طبقه به عنوان اتاق‌های میهمان طراحی شده بودند. بله. پروژه‌ی مورد نظر، یک هتل بود.
طبق فرم دستور نقشه‌ی آن زمان، سازه مجموعا دارای 8 طبقه بود و بر همین اساس نقشه‌های معماری مصوب در اختیار من قرار گرفت. سازه می‌بایست با اسکلت فولادی، قاب خمشی و مهاربند هم محور در یک امتداد و قاب ساده و مهاربند هم محور در راستای دیگر تحلیل و طراحی می‌شد. سیستم باربر بارهای ثقلی، سقف مرکب در نظر گرفته شد. و به درخواست کارفرما، ۲ طبقه هم اضافه پیش‌بینی شد. در نهایت سازه‌ی 10 طبقه محاسبه شد و پس از طی کردن پیچ و خم‌های اداری، سرانجام نقشه‌‌های سازه تایید و پروانه ساخت، صادر شد. چند ماه بعد، حسب اتفاق از خیابان محل پروژه عبور می‌کردم، دیدم پیمانکار ساخت اسکلت فولادی مشغول کار است. تا آن زمان، ستونها نصب و برپا شده، تیرریزی انجام شده، مهاربندها تماما نصب شده و به بیان کارگاهی، اکیپ جوشکار مشغول سفت‌کاری بودند. همانطور که محو تماشا بودم، متوجه اشتباه فاحشی شدم. متاسفانه بدلیل عدم نظارت کافی در حین ساخت اسکلت از سوی دستگاه نظارت، سازه در هر دو راستا به صورت خمشی اجرا شده بود. آن زمان استفاده از تیرآهن لانه‌زنبوری بسیار مرسوم بود. حالا شما تصور کنید که تیرآهن لانه‌زنبوری سایز 160 یا 180 به صورت اتصال صلب اجرا شود. هرچند که در نگاه اول موضوع خنده دار است، اما جدا رخداد تاسف‌باری‌ست. با فورمن گروه صحبت کردم. او قویا تاکید داشت که مطابق نقشه‌های سازه پروژه را اجرا کرده است. از او خواستم نقشه‌های سازه را بیاورد که مقاومت کرد. او تا آن لحظه نمی‌دانست که من محاسب سازه هستم. به هر حال، نقشه‌های سازه را آورد و با هم مرور کردیم و دوستمان متوجه شد که بله اشتباه کرده است. اما معتقد بود که اینگونه ساختمان محکمتر خواهد شد!
عصر همان روز، مهندس ناظر سازه را به دفترم دعوت کردم و موارد را مو به مو برای ایشان شکافتم. ظاهرا ناظر زورش به کارفرما و پیمانکار نمی‌رسید. به او گفتم برای حفظ آبروی کاری و حرفه‌ای و همین طور تعهد شغلی و اخلاقی، موظفی موارد را کتبا به کارفرما اعلام و پروژه را تا اعلام نظر کمیته‌ی انظباطی، تعطیل نمایی. برای این مقصود، ناظر را راهنمایی کردم تا از طریق ارسال اظهارنامه، به کارفرما اطلاع دهد. نمی‌دانم سرانجام آن ناظر در آن پروژه چه شد. اما کار پیش رفت و پیش رفت. تقریبا به مرحله‌ی سفت‌کاری رسیده بود که کارفرما با من تماس گرفت که بله، علاوه بر آن دو طبقه مازاد که پیش‌بینی کرده بودی مجوز آنرا گرفتم، مجوز دو طبقه دیگر هم گرفته‌ام. اما مشروط به نظر طراح سازه! از من انکار و از او اصرار. به هر جهت روزی را برای بازدید حضوری از پروژه تعیین کردیم. شاید بتوانید حدس بزنید که چه آشوب و بلبشویی برپا بود. تقریبا جهت تیرریزی‌ها همگی خلاف نقشه بودند. در برخی دهانه‌ها، تیرهایی که صرفا نقش کش داشتند، اکنون تیر باربر اصلی محسوب می‌شدند و طبیعتا چندتایی به شدت دچار تغییرشکلهای غیرارتجاعی شده بودند. کارفرما با نظر و سلیقه‌ی شخصی و با تکه‌های آهن آلات بجای مانده، راسا اقدام به تقویت تیرها نموده بود. دقت کنید، تقویت و نه تعویض تیر آسیب دیده. نهایتا پس از کش‌مکش فراوان قرار شد تا برای دیوارها بجای آجر سفال از کناف استفاده شود. برای ستونها و بادبندها و فونداسیون هم طرح تقویتی و مقاوم سازی ارائه شود. به یاد بیاورید که سازه اکنون دارای 12 طبقه است. تردید نداشتم که این طرح برای شهرداری قابل قبول نیست، اما در کمال ناباوری، طرح به تایید شهرداری شیراز رسید و کارفرما بلافاصله شروع به اصلاحات و افزودن دو طبقه‌ی دیگر نمود. پس از گذشت بیش از دو سال از آن خیابان عبور می‌کردم. همانطور که آن زمان من باور نکردم، شما هم اکنون باور نمی‌کنید. چرا که سازه‌ای که من 10 طبقه محاسبه کرده بودم و با هزاران اما و اگر، دو طبقه دیگر هم به آن افزوده شده بود، الان بجای 12 طبقه، 13 طبقه داشت. بله درست خواندید. سیزده طبقه. با دوستی که این کار از طرف او معرفی شده بودم تماس گرفتم. گفتند شما لازم نیست دنبال قضیه را بگیرید، آقای مهندس "س"، منظور کارفرما بود که مهندس معمار هم بودند، خودشان صحبت کرده‌اند و مسئولیتها از این به بعد به عهده‌ی ایشان است. از این گفتگو چند روزی بیشتر نگذشته بود که دیدم علاوه بر طبقه‌ی سیزدهم، آقای "س"، یک رستوران گردان هم اضافه کرده‌اند. تا همینجا، جرم این شخص حداقل اینهاست: تهدید و ترعیب و ای بسا تهدید ناظر و طراح سازه. اقدام به ساخت و ساز کاملا غیر فنی و غیر اصولی، هدر دادن بخشی از منابع ملی و سرزمینی، و از همه مهمتر، اقدام به قتل. حتما می‌پرسید قتل کی؟ بله. قتل میهمانانی که در آن هتل جهنمی ساکن شده‌اند. اما از آن زمان تا کنون، آن کارفرما به تجارت، هتل‌داری و تخلفات نهان و آشکار خود، همچنان مشغول است.
پایان بخش اول
ادامه دارد

مقالات مرتبط

برچسب‌ها: نوشته‌های روزانه
آدرس کوتاه:
اولین دیدگاه را شما ارسال کنید.
توجه، محتویات این وب سایت به زودی آرشیو خواهند شد.